حاج ملا هادي السبزواري

300

شرح مثنوى

( ( 1024 ) ) مستمع او قايل او بىاحتجاب * ز انكه اَلُاذنان مِن رَأس اى مثاب ن 1093 20 - ك 367 32 مستمع او : بعد از تنزّل از مقام توحيد خاصّى و اخصّى ، چون قول و استماع ، به حول و قوّت اوست ، مستمع او ، و بيننده به هر بينا و شنونده به هر شنوا اوست . و در مقامى علم حضورى او به هر وجودى ، ديدن و شنيدن و ادراك اوست . الاذنان من رأس اى مثاب : در نسخه « الافقان من رأس اى جناب » . يعنى دو گوش از اعضاى سر است اى جزا داده شده . يعنى در مسح وضو ، مثل سر ، مسح مىشود ، در نزد اهل سنت . و افقان همان دو گوش است . چنان كه در تطبيق عالمين صغير و كبير ، دو گوش را به منزلهء مشرق و مغرب ، و افق شرقى و غربى گرفته‌اند . خلاصه آن است كه چنان كه تن و اعضا و قوّتها ، مراتب نازله از روحند ، همچنين وجودات مراتب انوار حقند . از شيخ عطَّار گذشت كه : تن ز جان نبود جدا عضوى از اوست جان ز كل نبود جدا جزوى از اوست ( ( 1033 ) ) يك نصاب نقره هم بر وى فزود * تا كه راضى گشت حرص آن جهود ن 1094 7 - ك 367 36 يك نصاب نقره : نصاب ، آن مقدار را گويند كه مال چون به آن مقدار رسد ، بايد زكات آن را بدهند . پس نصاب اول در نقره ، دويست درهم است و زكاتش ربع عشر است . و اگر خواهى بگو عُشر ربع . و بر هر تقدير پنج درهم است . منعقد چون گشت بيع اندر ميان يافت ايجاب و قبول هر دوان ن ندارد - ك 367 38 ايجاب و قبول : اصطلاح فقهاست ، در صيغ عقود . هر دوان : گويا به معنىِ هر دو تا باشد . چه « الف و نونِ » علامت جمع - چون مردمان - و علامت فاعل - چون افتان و خيزان - نمىشود . و مىشود آن به معنى چاشنى يا به معنى آنيّت قرين حسن باشد . ( ( 1034 ) ) قهقهه زد آن جهود سنگ دل * از سر افسوس و طنز و غشّ و غل ن 1094 9 - ك 368 2 افسوس : اينجا به معنى سُخره و لاغ است . طنز : به معنى طعن .